پایان انتظار

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی

 

بهارها که ز عمرم گذشت و بی‌تو گذشت

چه بود غیر خزان‌ها اگر بهار تویی

 

دلم ز هرچه به غیر از تو  بود خالی ماند

در این سرا تو بمان ای که ماندگار تویی

 

شهاب زودگذر لحظه‌های بوالهوسی است

ستاره‌ای که بخندد به شام تار تویی

 

جهانیان همه گر تشنگان خون من‌اند

چه باک زان‌همه دشمن چو دوست‌دار تویی

 

دلم صراحی لبریز آرزومندی‌ ست

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

 

سیمین بهبهانی

 

زندگی سهم من و توست و ما چه به تارارج زمان غارت شده ایم

زندگی سهم من و توست و ما چه بی رحمانه از هم دور فتاده ایم

بهنوش ادیبی

جمعه 13 شهریور

/ 1 نظر / 10 بازدید
لینک www.linc.ir

سلام وبلاگ خوبی داری پیشنهاد میکنم وبلاگتو توی سایت ما ثبت کنی تا بقیه هم بتونن بهت سر بزنن.