برای دخترم

دخترم امروز که برایت می نویسم

تنها و زمان اذان مغرب است

تولد مولا امیرالمومنین علی علیه السلام است و روز پدر

و پدر من هم به رسم همیشگی به وقت به نمازش ایستاده و نماز می خواند

11 فروردین 1397

شاید باید زودتر از اینها به دنیا می آمدی

اما کسی مانع شد که یک روز سر فرصت برایت خواهم نوشت

تصمیم گرفته ام برای تو کسی که قرار است دوست واقعی ام شود بنویسم

هنوز با پدرت آشنا نشده ام و نمیدونم در آینده چه حسی به او خواهم داشت

قول می دهم پدر خوب و فهمیده ای برای تو و برادرت انتخاب کنم که به او افتخار کنید

و در چنین روزی هر سال عمرت را دغدغه بوسیدنش را داشته باشی و قهرمان واقعی زندگی ات شود

کسی که بشود روی حرفش حساب باز کرد

روی مهربانی اش وام گرفت

و به نگاهش دل بست

و مطمئن از دوست داشتنش شد

دخترم نام تو و برادرت را سالها پیش در خواب به من گفتند اما دوست دارم نام دختر را پدرش انتخاب کند و نام برادرت را هم من

اما فکر کنم تو هم مانند من دو اسمه بشوی

هرچند خودم از این کار خوشم نمی آید

ولی دوست دارم نامت را خودت با خودت بیاوری


فقط امید داشتن تو در آینده است که می دانم هنوز ماموریتم در این دنیا تمام نشده و شوق زندگی دارم

دوست دارم تو زیباترین و کاملترین و عاقلترین دختری باشی که جهان به خودش دیده


دخترم

واژه دخترم را از کودکی در خاله بازی هایم تمرین کرده ام


اما این روزها عجیب بوی تو می آید


فکر کنم دختر بهــــــــــار باشی

اما لطفا در عید به دنیا نیا

اردیبهشت زمین مانند بهشت است

دلم می خواهد روحت را از بهشت به من هدیه دهند


مادرت

بهنوش ادیبی

97/01/11

ساعت 5 دقیقه مانده به 8 شب

/ 0 نظر / 8 بازدید